جلال جلالى زاده
95
مبادى و اصطلاحات اصول فقه ( فارسى )
أبو المعالى عبد الملك بن عبد اللّه الجوينى الشافعى تأليف شده است . بسمله : فعل صناعى از « بسم اللّه الرحمن الرحيم » مىباشد و فقها و اصوليان دربارهى قرآن بودن آن اختلاف دارند . بطلان : در مقابل صحت است ، عملى كه شارع آن را جايز ندانسته و با امر او موافق نيست ؛ چه عبادات باشد ، چه معاملات و چه مجازات . هيچگونه اثر شرعى بر افعال يا اسباب يا بر شروطى كه مكلف انجام داده ، مترتب نمىشود ؛ چون فاقد يكى از اركان يا همهى اركان و شروط است . در نزد جمهور مترادف با فساد است ؛ يعنى هرگاه فعلى كه مكلف آن را انجام مىدهد ، واجب باشد از عهدهاش ساقط نمىشود و ذمهاش برى نمىشود و اگر سبب شرعى باشد حكمى بر آن مترتب نمىشود و اگر شرط باشد ، مشروط موجود نمىشود ؛ زيرا شارع وقتى كه آثارى را بر افعال و اسباب و شروط مترتب نموده ، همانگونه كه خواسته و تشريع نموده بايد انجام شود ، و گرنه از نظر شرعى اعتبارى ندارد و نيز اين عمل مجزى نيست و موجب عدم قضا نمىشود . به عنوان مثال اگر ركنى از نماز ترك شود ، باطل است و يا اگر يكى از شروط صحت شركت وجود نداشته باشد ، باطل است . در نتيجه حرمت انتفاع بر بطلان و استحقاق عذاب در آخرت بر آن مترتب مىشود و آثارى در دنيا و آخرت دارد . بلوغ : گذشتن از مرحلهى كودكى و وارد شدن در مرحلهى تكليف به گونهاى كه انجام تكاليف شرعى از قبيل نماز ، روزه ، حج و ديگر اعمال از او خواسته شود و نسبت به انجام اعمال خلاف شرع مؤاخذه شود . بلوى : پخش و انتشار . عموم بلوى ، يعنى كارى كه از نظر علمى يا عملى پخش و منتشر شده باشد ، به گونهاى كه هركس ناچار به آگاهى از آن باشد . بناء : آن است كه پاسخدهنده در پاسخ سؤال دربارهى مسألهاى كه چند صورت دارد به يك صورت آن پاسخ دهد . اين بنا بر داشتن دليل براى اين صورت است . مانند اينكه مستدل دربارهى مسألهاى كه چند صورت